محمد حسين مختارى مازندرانى
37
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
در اين قسم از كلّى همهء علماى اصول به اتّفاق معتقدند كه استصحاب جريان دارد و مآلا اثر شرعى بر آن مترتب مىشود . استصحاب كلّى قسم دوّم منظور از استصحاب كلّى قسم دوم آن است كه شكّ در بقاى كلى از جهت شكّ در تعيين فردى است كه سابقا نسبت به وجود آن يقين داشته است يعنى شخص اجمالا به وجود فردى از افراد كلّى يقين حاصل نموده و در نهايت به وجود كلّى در ضمن آن فرد قطع دارد و ليكن اين فرد نزد او مردّد است بين اينكه ذاتا داراى عمر طولانى بوده و يا طبيعتا عمرش كوتاه است ، كه در فرض اول آن فرد يقينا باقى بوده و در صورت دوم ناگزير از ميان رفته است . به اين ترتيب اين نوع ترديد ، شك در بقاى كلّى را براى او پديد آورده است . براى مثال يقين داريم حيوانى در ضمن يك فرد تحقّق يافته است ، منتها نوع اين حيوان مشخص نيست كه پشه بوده كه عمرش از سه روز تجاوز نمىكند يا فيل مىباشد كه عمرش طولانى است ؛ پس شكّ در بقاى حيوان ناشى از شكّ در تعيين نوع حيوان است و آن در اين مثال مردّد است بين حيوان قوى جثّه يا ضعيف . حكم اين قسم از استصحاب آن است كه استصحاب نسبت به